ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

254

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

بيمار در حال بيمارى كمال نيست زيرا كه حسّ چشايى او آن را به عنوان اين كه كمال و خير است احساس نمىكند . و اين حالت درستى گفتار ما را روشن مىسازد . و در دعاهاى امامان عليهم السلام به درگاه خدا چنين آمده است : بار خدايا از تو عافيت كامل مىخواهم . و اى سر پرست عافيت به من توفيق سپاسگزارى بر عافيت عنايت فرما . بار الها ، من از تو مىخواهم كه مرا در دنيا از گرفتارى بسلامت بدار و در آخرت از شقاوت . پس روشن شد كه سلامت زيباترين لباس و نيكوترين شعارى است كه بر مردم افاضه شده است . و خدا سرپرست توفيق است . كلمهء چهل و يكم گفتار امام عليه السلام است : لا صواب مع ترك المشورة با ترك راى زنى و مشورت انسان به حق نمىرسد . شارح گويد : منظور از صواب ، رسيدن به امورى است كه آدمى انجام مىدهد . و مشورت ، خواستن راى پسنديده از دوستان و خير خواهان و غير آنهاست در برترى دادن يا تأكيد يكى از امورى كه در ذهن طرف مشورت محتمل است . و توضيح اين كه در كدام يك مصلحت وجود دارد . دليل كلى اهميّت مشورت و ناصواب بودن ترك آن دو صورت دارد : 1 - چون آدمى به گونه اى آفريده شده است كه به تنهايى و مستقلا نمىتواند نيازهاى ضرورى مربوط به دنيا و آخرتش را كه ناگزير از آن است مانند خوراك و لباس و مسكن و جز آن را بر طرف نمايد و همهء اين كارها جزء صنايع و حرف مىباشد . و يك انسان نمىتواند هر يك از آنها را جز در مدّتى انجام دهد . و بدون آنها نمىتواند زنده بماند . يا اگر هم ممكن باشد بسيار دشوار است . بلكه لازم است گروهى با يكديگر در به دست آوردن منافع ياد شده همكارى و مشاركت نمايند . و با هم ، جنس مبادله كنند و اين همكارى ميان آنان به كمال نمىرسد جز اين كه طبعا با هم مأنوس باشند . و اين خود حكمى است كه از لطف الهى به عالم طبيعت نشأت گرفته است . اشتقاق نام انسان در لغت از همين انس و الفت مىباشد . بنا بر اين بر آدمى لازم است كه با هم جنسان خود انس بگيرد و به اندازهء طاقت و توانش در آن حرص ورزد . انس و الفت افراد آدمى به يكديگر سر چشمهء محبّتى است كه وسيلهء خوشبختى دو جهان مىباشد .